تبليغاتX
دلت قرص


دلت قرص

 

 

عشقهای زیادی تو این خونه سقط شدن

شایدبخاطربی توجهی مادرم

سختگیری  پدرم که همیشه فکر میکرد هنوز زوده و هیچ وقت جرات نکردم  بهش بگم هنوز زود نیست دیره

وشاید ضعف از خودمون بود

 

 

این خونه پر از نفرینه

پر از اشکها و آه های حسرتی که گاهی از ترس پدر تو قفس سینه حبس میشدن

و لاشه های آرزو های مرده ی بی گور

دروغ از لوسترهای قدیمی و خاک گرفته آویزونه

دیروز بود که آیینه خودکشی کرد

و دیوار 32مین ترکشو برداشت

چند روز پیش برای چهارمین باربارون شیشه های پنجره رو شست و باغچه رو آب داد

خیلی وقته   عقربه های ساعت دیواری روی بی اعتمادی  توقف کردن

.......

 

 

اولین عشق که مرد

 رشته ی زندگی از دستمون در رفت

نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 10:26 توسط نفس| |

گفتم خدايا از همه دلگيرم ! گفت: حتي از من؟

گفتم خدايا دلم را ربودند! گفت :پيش ازمن؟

گفتم خدايا چقدر دوري؟ گفت: تو يا من؟

 گفتم خدايا تنهاترينم! گفت : پس من؟

گفتم خدايا كمك خواستم! گفت : از غير من؟

گفتم خدايا دوستت دارم! گفت : بيش از من؟

گفتم خدايا اينقدر نگو من!

گفت من توام ، تو من

نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 9:3 توسط نفس| |
آره بدتر از تو هم وجود داره

 باور نداری از خدابپرس

 خدا به من اشاره میکنه تا مطمئنشی

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 19:36 توسط نفس|

پیچك دات نت قالب جدید وبلاگ